تبلیغات
شیعه ها - وصیتنامه شهید « سید محمدعلی جهان آرا »


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:




وصیتنامه شهید « سید محمدعلی جهان آرا »

نوشته شده توسط:فاضل صرافپور
دوشنبه 3 خرداد 1389-11:05 ق.ظ

وصیتنامه شهید « سید محمدعلی جهان آرا »

خبرگزاری فارس: از روزی كه جنگ آغاز شد تا لحظه ای كه خرمشهر سقوط كرد یك ماه بطور مداوم كربلا را می دیدم.بارپرودگارا، تو را شكر می گیوم كه شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهكار خود ارزانی داشتی.


به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
سید محمدعلی جهان آرا در روز 9 شهریور ماه سال 1333 در خرمشهر بدنیا آمد. در سال 1351 ، وقتی گروه مبارز «حزب الله خرمشهر» توسط ساواك شناسایی شد و نام محمد علی هم در لیست دستگیر شده گان بود كه برایش به قیمت یك سال زندان تمام شد. محمد علی در سال 1354 دیپلمش را گرفت. نتیجه شركت در كنكور ، سفر به تبریز و ادامه تحصیل در مدرسه‌ ی عالی بازرگانی بود. در سال 1355 محمد به عضویت گروه «منصورون» كه یك گروه مذهبی معتقد به مبارزه مسلحانه بود پیوست و زندگی مخفیانه و تعقیب و گریز با ماموران رژیم پهلوی را آغاز نمود.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی محمد پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر بازگشت و به همراه همرزمانش تشكیلاتی به راه انداختند به نام كانون فرهنگی نظامی انقلابیون خرمشهر. سپاه خرمشهر و جهاد سازندگی این شهر را جهان آرا به راه انداخت و فرماندهی سپاه هم بر عهده خودش قرار گرفت. مقاومت 35 روزه خرمشهر در برابر چندین تیپ و لشكر عراقی ، آن هم بدون كوچك ترین پشتیبانی دولت مركزی ، نام سید محمدعلی جهان آرا را بر ای همیشه در تاریخ ایران جاودانه نمود. جهان آرا كه پس از سقوط بنی صدر به فرماندهی سپاه منطقه 7 كشوری منصوب شده بود، مجال نیافت تا آزادی شهر خود را ببیند اما همرزمان و فرزندان معنوی او ، در سپاه خرمشهر ، نه ماه پس از شهادتش ،با نام و یاد او از دروازه های شهر گذشتند. آن چه می خوانید تنها وصیت نامه به جامانده از این سردار شهید است:

از روزی كه جنگ آغاز شد تا لحظه ای كه خرمشهر سقوط كرد یك ماه بطور مداوم كربلا را می دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الكافرین».
بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین. تو را شكر می گیوم كه شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهكار خود ارزانی داشتی. من برای كسی وصیتی ندارم ولی یك مشت درد و رنج دارم كه بر این صفحه ی كاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی كه این آزادی را حس نكرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می كشانند، فرو آورم. خداوندا! تو خود شاهدی كه من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی كه بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شكیبایی كردم ولی این را می دانم كه این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درك نكرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده اند و یا در ...
و تو ای امامم! ای كه به اندازه ی تمام قرنها سختی ها و رنج ها كشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان! لحظه لحظه ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد (ص) گذشت. ولی تو ای امام و ای عصاره ی تاریخ بدان كه با حركتت، حركت اسلام را در تاریخ جدید شروع كردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین كردی. ولی ای امام كیست كه این همه رنجها و دردهای تو را درك كند؟! كیست كه دریابد لحظه ای كوتاهی از این حركت به هر عنوان، خیانتی به تاریخ انسانیت و كلیه انسان های حاغضر و آینده تاریخ می باشد؟
ای امام! درد تو را، رنج تو را می دانم چه كسانی با جان می خرند، جوان با ایمان، كه هستی و زندگی تازه ی خویش را در راه هدف رسیدن حكومت عدل اسلامی فدا می كند. بله ای امام! درد تو را جوانان درك می كنند، اینان كه از مال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت كه اسلام است فدا می كنند.
ای امام تا لحظه ای كه خون در رگ های ما جوانان پاك اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم كه خط پیامبر گونه تو كه به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف كشیده شود. ای امام! من به عنوان كسی كه شاید كربلای حسینی را در كربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم كه از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهری برمی خیزد و آن، این است؛ ای امام! از روزی كه جنگ آغاز شد تا لحظه ای كه خرمشهر سقوط كرد من یك ماه بطور مداوم كربلا را می دیدم هر روز كه حمله ی دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها بی سیم را از كار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم، گریه را آغاز می كردم و فریاد می زدم ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.


تاریخ آخرین ویرایش:- -