تبلیغات
شیعه ها - تفسیر آیه ی( بسم الله الرحمن الرحیم ) در تفسیر نمونه


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:




تفسیر آیه ی( بسم الله الرحمن الرحیم ) در تفسیر نمونه

نوشته شده توسط:فاضل صرافپور
دوشنبه 24 خرداد 1389-03:29 ب.ظ

تفسیر:

میان همه مردم جهان رسم است كه هر كار مهم و پرارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى كنند، و نخستین كلنگ هر مؤ سسه ارزندهاى را به نام كسى كه مورد علاقه آنها است بر زمین مى زنند، یعنى آن كار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط مى دهند. ولی ......

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

منبع : بسیجیان رهروی ولایت

ولى آیا بهتر نیست كه براى پاینده بودن یك برنامه و جاوید ماندن یك تشكیلات ، آن را به موجود پایدار و جاویدانى ارتباط دهیم كه فنا در ذات او راه ندارد، چرا كه همه موجودات این جهان به سوى كهنگى و زوال مى روند، تنها چیزى باقى مى ماند كه با آن ذات لایزال بستگى دارد.

اگر نامى از پیامبران و انبیاء باقى است به علت پیوندشان با خدا و عدالت و حقیقت است كه كهنگى در آن راه ندارد، و اگر فى المثل اسمى از ((حاتم )) بر سر زبانها است به خاطر همبستگیش با سخاوت است كه زوال ناپذیر است .

از میان تمام موجودات آنكه ازلى و ابدى است تنها ذات پاك خدا است و به همین دلیل باید همه چیز و هر كار را با نام او آغاز كرد و در سایه او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستین آیه قرآن مى گوئیم ((بنام خداوند بخشنده بخشایشگر))

بسم الله الرحمن الرحیم

این كار نباید تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلكه باید از نظر واقعیت و معنى با او پیوند داشته باشد چرا كه این ارتباط آن را در مسیر صحیح قرار مى دهد و از هر گونه انحراف باز مى دارد و به همین دلیل چنین كارى حتما به پایان مى رسد و پر بركت است .

به همین دلیل در حدیث معروفى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : ((كل امر ذى

 

بال لم یذكر فیه اسم الله فهو ابتر)): ((هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بیفرجام است )).

امیر مؤ منان على (علیه السلام ) پس از نقل این حدیث اضافه مى كند انسان هر كارى را مى خواهد انجام دهد باید بسم الله بگوید یعنى با نام خدا این عمل را شروع مى كنم ، و هر عملى كه با نام خدا شروع شود خجسته و مبارك است .

و نیز مى بینیم امام باقر (علیه السلام ) مى فرماید: سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى كنیم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ، ((بسم الله )) بگوئیم تا پر بركت و میمون باشد)).

كوتاه سخن اینكه پایدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا دارد.

به همین مناسبت خداوند بزرگ در نخستین آیات كه به پیامبر وحى شد دستور مى دهد كه در آغاز شروع تبلیغ اسلام این وظیفه خطیر را با نام خداشروع كند: ((اقرء باسم ربك )).

و مى بینیم حضرت نوح (علیه السلام ) در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پیكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسیدن به سر منزل مقصود و پیروزى بر مشكلات به یاران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى ((بسم الله )) بگویند (و قال اركبوا فیها بسم الله مجراها و مرسیها) (سوره هود آیه 41).

و آنها این سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقیت و پیروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پیاده شدند چنانكه قرآن مى گوید: ((قیل یا نوح اهبط بسلام منا و بركات علیك و على امم ممن معك )) (سوره هود آیه 48).

و نیز سلیمان در نامه اى كه به ملكه سبا مى نویسد سر آغاز آن را ((بسم

الله )) قرار مى دهد (انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم ...) (سوره نحل آیه 30).

و باز روى همین اصل ، تمام سوره هاى قرآن با بسم الله آغاز مى شود تا هدف اصلى كه همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقیت و پیروزى و بدون شكست انجام شود.

در اینجا توجه به یك نكته لازم است و آن اینكه ما در همه جا بسم الله مى گوئیم چرا نمى گوئیم ((بسم الخالق )) یا ((بسم الرازق )) و مانند آن ؟!

نكته این است كه ((الله )) چنانكه به زودى خواهیم گفت ، جامعترین نامهاى خدا است و همه صفات او را یكجا بازگو مى كند، اما نامهاى دیگر اشاره به بخشى از كمالات او است ، مانند خالقیت و رحمت او و مانند آن .

 

الله جامعترین نام خداوند

در جمله بسم الله نخست با كلمه اسم روبرو مى شویم كه به گفته علماى ادبیات عرب اصل آن از سمو (بر وزن غلو) گرفته شده كه به معنى بلندى و ارتفاع است ، و اینكه به هر نامى اسم گفته مى شود به خاطر آنست كه مفهوم آن بعد از نامگذارى از مرحله خفا و پنهانى به مرحله بروز و ظهور و ارتفاع مى رسد، و یا به خاطر آنست كه لفظ با نامگذارى ، معنى پیدا مى كند و از مهمل و بى معنى بودن در مى آید و علو و ارتفاع مى یابد.

به هر حال بعد از كلمه اسم ، به كلمه ((الله )) برخورد مى كنیم كه جامعترین نامهاى خدا است ، زیرا بررسى نامهاى خدا كه در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامى آمده نشان مى دهد كه هر كدام از آن یك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مى سازد، تنها نامى كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهى ، یا به تعبیر دیگر جامع صفات جلال و جمال است همان الله مى باشد.

به هر حال هنگامى كه كارها را با تكیه بر قدرت خداوند آغاز مى كنیم خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرتها است ، سبب مى شود كه از نظر روانى نیرو و توان بیشترى در خود احساس كنیم ، مطمئن تر باشیم ، بیشتر كوشش كنیم ، از عظمت مشكلات نهراسیم و ماءیوس نشویم ، و ضمنا نیت و عملمان را پاكتر و خالصتر كنیم .

عبدالله بن یحیى )) كه از دوستان امیر مؤ منان على (علیه السلام ) بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم الله بر تختى كه در آنجا بود نشست ، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمین افتاد و سرش شكست ، على (علیه السلام ) دست بر سر او كشید و زخم او التیام یافت بعد فرمود: آیا نمى دانى كه پیامبر از سوى خدا براى من حدیث كرد كه هر كار بدون نام خدا شروع شود بى سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدایت باد مى دانم و بعد از این ترك نمى گویم ، فرمود: در این حال بهره مند و سعادتمند خواهى شد.

امام صادق (علیه السلام ) هنگام نقل این حدیث فرمود: بسیار مى شود كه بعضى از شیعیان ما بسم الله را در آغاز كارشان ترك مى گویند و خداوند آنها را با ناراحتى مواجه مى سازد تا بیدار شوند و ضمنا این خطا از نامه اعمالشان شسته شود))

به هر حال بعد از كلمه اسم ، به كلمه ((الله )) برخورد مى كنیم كه جامعترین نامهاى خدا است ، زیرا بررسى نامهاى خدا كه در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامى آمده نشان مى دهد كه هر كدام از آن یك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مى سازد، تنها نامى كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهى ، یا به تعبیر دیگر جامع صفات جلال و جمال است همان الله مى باشد. به همین دلیل اسماء دیگر خداوند غالبا به عنوان صفت براى كلمه ((الله )) گفته مى شود به عنوان نمونه :

((غفور)) و ((رحیم )) كه به جنبه آمرزش خداوند اشاره مى كند (فان الله غفور رحیم بقره 226).

((سمیع )) اشاره به آگاهى او از مسموعات ، و ((علیم )) اشاره به آگاهى او از همه چیز است (فان الله سمیع علیم بقره 227). ((بصیر))، علم او را به همه دیدنیها بازگو مى كند (و الله بصیر بما تعملون حجرات 18). ((رزاق ))، به جنبه روزى دادن او به همه موجودات اشاره مى كند و ((ذوالقوه )) به قدرت او، و مبین به استوارى افعال و برنامه هاى او (ان الله هو الرزاق ذو القوة المتین زاریات 58).

رحمت عام و خاص خدا.

مشهور در میان گروهى از مفسران این است كه صفت رحمان ، اشاره به رحمت عام خدا است كه شامل دوست و دشمن ، مؤ من و كافر و نیكوكار و بدكار مى باشد، زیرا مى دانیم باران رحمت بى حسابش همه را رسیده ، و خوان نعمت بى دریغش همه جا كشیده همه بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره مندند، و روزى خویش را از سفره گسترده نعمتهاى بى پایانش بر مى گیرند، این همان رحمت عام او است كه پهنه هستى را در بر گرفته و همگان در دریاى آن غوطه ورند.

ولى ((رحیم )) اشاره به رحمت خاص پروردگار است كه ویژه بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار است ، زیرا آنها به حكم ایمان و عمل صالح ، شایستگى این را یافته اند كه از رحمت و بخشش و احسان خاصى كه آلودگان و تبهكاران از آن سهمى ندارند، بهره مند گردند.

در روایتى نیز از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم كه فرمود: و الله اله كل شیى ء، الرحمان بجمیع خلقه ، الرحیم بالمؤ منین خاصة : ((خداوند معبود همه چیز است ، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان ، و نسبت به خصوص مؤ منان رحیم است ))

از سوئى دیگر ((رحمان )) را صیغه مبالغه دانسته اند كه خود دلیل دیگرى بر عمومیت رحمت او است ، و رحیم را صفت مشبهه كه نشانه ثبات و دوام است و این ویژه مؤ منان مى باشد.

در دعاى بسیار ارزنده و معروف امام حسین (علیه السلام ) بنام دعاى عرفه مى خوانیم : یا رحمان الدنیا و الاخرة و رحیمهما: ((اى خدائى كه رحمان دنیا و آخرت توئى و رحیم دنیا و آخرت نیز توئى ))! سخن خود را در این بحث با حدیث پر معنى و گویائى از پیامبر اكرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) پایان مى دهیم آنجا كه فرمود: ان الله عز و جل ماة رحمة ، و انه انزل منها واحدة الى الارض فقسمها بین خلقه بها یتعاطفون و یتراحمون ، و اخر تسع و تسعین لنفسه یرحم بها عباده یوم القیامة !: ((خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد كه یكى از آن را به زمین نازل كرده است ، و درمخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عاطفه و محبتى كه در میان مردم است از پرتو همان است ، ولى نود و نه قسمت را براى خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن مى سازد.))

چرا صفات دیگر خدا در بسم الله نیامده است ؟!

این موضوع قابل توجه است كه تمام سوره هاى قرآن با بسم الله شروع مى شود (بجز سوره برائت آن هم به دلیلى كه سابقا گفتیم ) و در بسم الله پس از نام ویژه ((الله )) تنها روى صفت ((رحمانیت و رحیمیت )) او تكیه مى شود، و این سؤ ال انگیز است كه چرا سخنى از بقیه صفات در این موضع حساس به میان نیامده ؟

اما با توجه به یك نكته ، پاسخ این سؤ ال روشن مى شود و آن اینكه در آغاز هر كار لازم است از صفتى استمداد كنیم كه آثارش بر سراسر جهان پرتوافكن است ، همه موجودات را فرا گرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانى نجات بخشیده است .

بهتر است این حقیقت را از زبان قرآن بشنوید آنجا كه مى گوید: و رحمتى وسعت كل شیى ء:((رحمت من همه چیز را فرا گرفته است )) (اعراف 156).

و در جاى دیگر از زبان حاملان عرش خدا مى خوانیم ربنا وسعت كل شیى ء رحمة : ((خدایا رحمت خود را بر همه چیز گسترده اى )) (مؤ من 7).

از سوى دیگر مى بینیم پیامبران براى نجات خود از چنگال حوادث سخت و طاقت فرسا و دشمنان خطرناك ، دست به دامن رحمت خدا مى زدند قوم ((موسى )) براى نجات از چنگال فرعونیان مى گویند و نجنا برحمتك : ((خدایا ما را به رحمت خود رهائى بخش )) (یونس 86).

در مورد((هود)) و پیروانش چنین مى خوانم : فانجیناه و الذین معه برحمة منا: هود و پیروانش را به وسیله رحمت خویش (از چنگال دشمنان ) رهائى بخشیدیم (اعراف 72).

اصولا هنگامى كه حاجتى از خدا مى طلبیم مناسب است او را با صفاتى كه پیوند با آن حاجت دارد توصیف كنیم مثلا عیسى مسیح (علیه السلام ) به هنگام درخواست مائده آسمانى (غذاى مخصوص ) چنین مى گوید: اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء ... و ارزقنا و انت خیرالرازقین : ((بار الها مائدهاى از آسمان بر ما نازل گردان ... و ما را روزى ده و تو بهترین روزى دهندگانى )) (مائده 114).

((نوح )) پیامبر بزرگ خدا نیز این درس را به ما مى آموزد، آنجا كه براى پیاده شدن از كشتى در یك جایگاه مناسب ، چنین دعا كند رب انزلنى منزلامباركا و انت خیر المنزلین : ((پروردگارا! مرا به طرز مباركى فرود آر كه تو بهترین فرود آورندگانى )) (مؤ منون 29).

و نیز ((زكریا)) به هنگام درخواست فرزندى از خدا كه جانشین و وارث او باشد خدا را با صفت خیر الوارثین توصیف مى كند و مى گوید رب لاتذرنى فردا و انت خیر الوارثین : خداوندا! مرا تنها مگذار كه تو بهترین وارثانى )) (انبیاء89). بنابراین در مورد آغاز كارها به هنگامى كه مى خواهیم با نام خداوند شروع كنیم باید دست به دامن رحمت واسعه او بزنیم ، هم رحمت عام و هم رحمت خاصش آیا براى پیشرفت در كارها و پیروزى بر مشكلات صفتى مناسبتر از این صفات مى باشد؟!

جالب اینكه نیروئى كه همچون نیروى جاذبه ، جنبه عمومى دارد و دلها را به هم پیوند مى دهد همین صفت رحمت است ، براى پیوند خلق با خالق نیز از این صفت رحمت باید استفاده كرد.

مؤ منان راستین با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز كارها دل از همه جا بر مى كنند و تنها به خدا دل مى بندند، و از او استمداد و یارى مى طلبند، خداوندى كه رحمتش فراگیر است ، و هیچ موجودى از آن ، بى نصیب نیست .

این درس را نیز از بسم الله به خوبى مى توان آموخت كه اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد كه تا عوامل قاطعى براى آن پیدا نشود تحقق نخواهد یافت ، چنانكه در دعا مى خوانیم یا من سبقت رحمته غضبه : ((اى خدائى كه رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است )). انسانها نیز باید در برنامه زندگى چنین باشند، اساس و پایه كار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند، قرآن 114 سوره دارد، 113 سوره با ((رحمت )) آغاز مى شود، تنها سوره توبه كه با اعلان جنگ و خشونت آغاز مى شود و بدون بسم الله است !

 

پایان درس اول (خلاصه ای از تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم ) از تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی  . خلاصه شده توسط : فاضل صرافپور



تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 25 خرداد 1389 10:13 ق.ظ