تبلیغات
شیعه ها - خوف و رجاء دو بال تقرب به خدا (درس اخلاق ) آیت الله ضیاء آبادی


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:




خوف و رجاء دو بال تقرب به خدا (درس اخلاق ) آیت الله ضیاء آبادی

نوشته شده توسط:فاضل صرافپور
پنجشنبه 20 خرداد 1389-03:37 ب.ظ

توجه توجه این متن تاثیر به سزایی در تهذیب نفس دارد توجه توجه

قسمتی از متن کتاب: خداوند متعال در قرآن کریم هم سخن از جهنم و عذابهای آن به میان میآورد و هم بهشت و نعمت ها ی آن را نشان میدهد و در عین حال افراد فریب خورده گناهکار را مایوس از رحمت نمیسازد و راه را برای بازگشت آنها در هر درجه ای از انحراف هم که باشند باز میگذارد .......

دانلودمتن خوف و رجاء 2 مگابایت

دانلود فونت های مورد نیاز 492 کیلو بایت

فونت ها ی داخل پوشه را در مسیر "c:\windows\fonts"کپی کنید سپس فایل را باز کنید

برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید

بسم الله الرحمن الرحیم وَعَلَى الَّذِینَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَیْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (118) ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِینَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ (119) چیزهایى را که پیش از این براى تو شرح دادیم، بر یهود حرام کردیم؛ ما به آنها ستم نکردیم، اما آنها به خودشان ظلم و ستم مى‏کردند!(118) امّا پروردگارت نسبت به آنها که از روى جهالت، بدى کرده‏اند، سپس توبه کرده و در مقام جبران برآمده‏اند، پروردگارت بعد از آن آمرزنده و مهربان است.(119) آیات 118 و 119 نحل سبب محرومیت یهدیان از غذاهای لذیذ و پاکیزه از آیه شریفه اول استفاده میشود که برخی از اشیاء که قبلا حلال بوده است خدا آنها را بر قوم یهود تحریم کرده به خاطر ظلم و گناهانی که آنها مرتکب میشده اند . آقایان مفسّران میفرمایند : این اشاره به مطلبی است که در سوره اتعام آمده است : وَعَلَى الَّذِینَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِی ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَایَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَیْنَاهُم بِبَغْیِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ(146) ماحرام کردیم بر قوم یهود هر حیوان ناخن داری را {مثل اسب و الاغ } و از گاو و گوسفند نیز حدام کردیم بر آنها پیه و چربی شان را مگر آن قسمت از چربی ها که بر پشت آنها قرار داشت و یا در لابه لای روده ها یا با استخاون آمیخته بود این کیفر مجازاتی بود که ما به خاطر ظلم و ستمی که آنها از خود نشان دادند درباره ی آنها روا داشتیم و ما به یقین راستگو میباشیم . و همچنین در سوره نساء همین مطلب را با توضیح بیشتری میخوانیم : فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِینَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ طَیِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِیلِ اللّهِ كَثِیرًا(160) وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِینَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا(161)بخاطر ظلمى که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیرى بسیار آنها از راه خدا، بخشى از چیزهاى پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم.(160) و (همچنین) بخاطر ربا گرفتن، در حالى که از آن نهى شده بودند؛ و خوردن اموال مردم بباطل؛ و براى کافران آنها، عذاب دردناکى آماده کرده‏ایم.(161) حال آیه ی مورد بحث از سوره ی نحل هم به طور اجمال عطف توجهی به آیات سوره ی انعام و سوره ی نساء فرموده و در جمله ی پایانی اش یاد آوری کرده است که : {وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ} دو رکن برنامه های تربیتی قرآن میدانیم برنامه ی تربیتی قرآن کریم بر دو پایه استوار است : 1- خوف( از غضب خدا ترسیدن )2-رجاء ( یه رحمت خدا امیدوار بودن ) پروردگار حکیم میخواهد بندگان خود را هم از بی پروایی در امر گناه از دارد هم از یاس و نا امیدی از رحمت تحذیز فرماید . با قاطعیت اعلام میکند :سوره فاطر یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ(5) ى مردم! وعده خداوند حقّ است؛ مبادا زندگى دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد!(5) نَبِّىءْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(49) وَ أَنَّ عَذَابِی هُوَ الْعَذَابُ الأَلِیمَ(50) {ای پیامبر}بندگانم را آگاه کن که من همان گونه که بخشنده مهربانم!(49)همانگونه عذابم نیز عذابی دردناک است (50) إِنَّ لَدَیْنَا أَنكَالًا وَجَحِیمًا (12)وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِیمًا(13) در نزد ما غل و زنجیر ها آتشی شعله ور و طعامی گلو گیر و عذابی دردناک هست(12)(13) این حقایق را قرآن کریم اعلام میکند تا پیروان خود را پیوسته بیدار و هشیار نگه دارد که حساب روز جزا و کیفر و پاداش خدا را از یاد نبرند و حلال و حرام دین را سبک نشمارند دستورات آسمانی خدا را در متن زندگی به مرحله اجرا درآورند نه اینکه متن زندگی جلوه گاه منافع مادی گردد و احکام دین در حاشیه قرار بگیرد . تذکر میدهد : {....تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللّهُ یُرِیدُ الآخِرَةَ....}(67) انفال ..شما عمده ی هم خود را تامین زندگی دنیا قرار داده اید در حالی که خدا هدف اصلی اش تامین زندگی آخرت است ... (67) از اینرو میبینیم که خداوند متعال در قرآن کریم هم سخن از جهنم و عذابهای آن به میان می امورد و هم بهشت و نعمتها ی آن را نشان میدهد و در عین حال افراد فریب خورده گناه کار را هم مایوس از رحمت نمیسازد و راه را برای بازگشت آنها در هر درجه ای از انحراف هم که باشند باز میگذارد . وعده مغفرت به گناه کاران و لذا در همین آیه ی دوم از آیات مورد بحث میفرماید : ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِینَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ (119) امّا پروردگارت نسبت به آنها که از روى جهالت، بدى کرده‏اند، سپس توبه کرده و در مقام جبران برآمده‏اند، پروردگارت بعد از آن آمرزنده و مهربان است.(119) چنانکه ملاحظه میفرمایید آیه شریفه توبه و عمل صالح را شرط مغفرت و رحمت خدا نشان میدهد یعنی تنها ندامت و پشیمانی قلبی از گناه گذشته کافی نیست بلکه علاوه برآن اقدام به انجام وظایف و تکالیف مقرره ی در زمان حال و تصمیم به انجام آن در آینده نیز لازم است . در آیه دیگر میفرماید : قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(53)زمر بگو: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.(53) راستی چه نوای لطیفی است که از مقام رحمت ربوبی حضرت خالق منان برخاسته به گوش بندگان گناه کار رسیده است و آنها را در عین دور گشتن از مرز بندگی تحت عنوان {یا عبادی} ای بندگان من مورد لطفا و نوازش قرار داده و نوید و بشارت مغفرت و رحمت به آنها داده است منتهی با این شرط وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ(54) زمر و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوى هیچ کس یارى نشوید!(54) در آیه مورد بحث به آن گناهکارانی وعده ی مغفرت داده شده که ارتکاب گناهشان از روی جهالت بوده است مفهوم گناه از روی جهالت این سوال اینجا مطرح میشود که آیا ارتکاب به گناه از روی جهالت یعنی چه ؟ در جواب عرض میشود جهالت دو معنا دارد : یک ، آگاه از حکم خدا و دستور دین نبودن ، مثل کسی که نمیدانست که استماع ساز و آواز در اسلام حرام است و آن را بر اساس جهل و ندانستن مرتکب شده و بعد آگاه شده و توبه کرده است این مسلّم مشمول مغفرت است معنای دوم : مقهور شهوت و هوای نفس واقع شدن ، یعنی در عین حال که عالم به حکم دین و دستور خداست ، جاهل است ، این جهل در مقابل علم نیست بلکه این جهل در مقابل عقل است . در کتب روایی مان بابی تحت عنوان (( باب العلم)) داریم و بابی تحت عنوان (( باب العقل و باب الجهل )) آدمی که عالم به احکام خداو آگاه به حلال و حرام دین میباشد ولی مقهور شهوات نفسانی قرار گرفته و انحناء گناهان مرتکب میشود این آدم عقلش به اسارت نفسش درآمده آنگونه که حضرت علی (ع) میفرماید : چه بسیارند که اسیر هوای نفس گشته ، اطاعت از فرمان نفس میکنند .خطبه ی 212 نهج البلاغه آنگاه : (( هرگز ممکن نیست عقلی که غل و زنجیر شهوت به گردنش افتاده ، از حکمت بهره ای برده باشد)). غرر الحکم صفحه ی 65 هر چند علی الدوام اشتغال به تحقیقات علمی دارد ، نوشته های حکیمان و عارفان را میخواند ، تدریس فلسفه و عرفان میکند ، اما حیث اخلاق و عمل در اسارت هوای نفس از مال و جاه دوستی و شهرت طلبی قرار گرفته است . (( پیروی از شهوات حیوانی جامه ی عقلش را دریده و حب دنیا قلبش را میرانده است )) نهج البلاغه خطبه ی 110 . قلب مرده و عقل زمین خورده چه کاری میتواند انجام دهد و چه بهره از حکمت می برد و لذا تن زیر مقررات دین نمیدهند پای بند به حلال و حرام خدا نمیباشندخود را آزاد و روشنفکر میپندارند در صورتی که این بی خردان نمیفهمند که شهوت و حیوانیت را آزاد کرده و عقل آدمیت را به زنجیر کشیده اند . آزادی شهوت را به بهای اسارت عقل به دست آورده اند آیا انسانیت را با بهیمیت تبادل نمودن نشان روشن فکری است آیا برده شیطان بودن عزت و بنده ی خدا بودن ذلت است !؟ برده نفس بودن بالا ترین اسارت هاست امام علی (ع) فرمودند : البته کسی که غلام و برده حلقه به گوش دیگری باشد این نوعی ذلّت است اما مولای فرموده است : برده و غلام حلقه به گوش شهوت بودن ، ذلّت و خواریش بیشتر از ذلّت و خواری برده ی انسان دیگر بودن است، زیرا : آن کس که برده شهوت است اسیری است که هیچگاه از اسارت رهایی نخواهد یافت . (غررالحکم ص305) تا آخر عمر در اسارت خواهد بود حاصل اینکه جهالت در آیه ی شریفه ی به معنای مقهور گشتن عقل آدومی دربرابر سیطره ی شهوت اوست نه اینکه آگاه از حکم خدا نمی باشد بلکه چه بسا قاری قرآن و مفسّر قرآن و مدرّس علوم دینی هم هست اخلاقا و عملا منحرف از مسیر قرآن و فرمانبر هوای نفس است و در عین عالم بودن جاهل است ؛ به جای اینکه با آیات قرآن از درجات علیای بهشتی بالا برود ، با همان آیات از درکات سفلای جهنم پایین میرود . به قول شاعر: زین که از قرآن بسی گمره شدند زین رسن قومی درون چه شدند قرآن وسیله ی گمراهی فاسقان با طناب و رسن دو کار میتوان کرد ، با طناب هم آدمی به قعر چاه میرود و هم با طناب از چاه بالا میآید . آری قرآن نیز مانند طناب است و گروهی با همین قران به قعر چاه افتاده اند چون آن را از دست قیّم و صاحب اختیارش یعنی امام معصوم درآورده اند و به دست بیگانگان سپرده اند و قهراَ به چاه افتاده اند که خدا در سوره اسراء آیه 82 فرموده است : (ما قرآن را نازل کرده ایم که شفا بخش و رحمت آور برای مومنان باشد و درباره ی ظالمان جز تباهی و خسران نخواهد افزود .) و در سوره بقره آیه 26 میفرماید : (...... به وسلیه ی قران گروه بسیاری گمراه میشوند و به وسیله ی قرآن گروه بسیاری راه میابند . ) تنها فاسقانند که قرآن وسیله ی گمراهیشان میگردد و در عین اینکه قاریان و حافظان قرآن و مفسّران قرآنند . آنها قرآن را تلاوت میکنند و قرآن هم آنها را لعنت میکند (مستدرک الوسائل ، جلد 4 ، صفحه 294) چون با بی اعتنایی خود به فرامین قرآن در واقع قرآن را به استهزاء گرفتند و باید ملعون به لعنت خدا باشند . توبه ی چه کسانی قبول است ؟؟؟؟؟ پس آیه ی شریفه ی مورد بحث میفرماید » توبه ی آن دسته از گناه کارانی پذیرفته میشود که روحا لجوج و معاند و مستکبر نسبت به خدا نبوده اند ، بلکه آلوده شدنشان به گناه از روی جهالت و غلبه ی شهوت بر عقل بوده و لذاوقتی به خود میآیند ، احساس شرمندگی میکنند و تقاضای عفو و غفران از خداوند رحیم مینمایند همانگونه که امام سجاد (ع)در دعای ابو حمزه ثمالی به پیشگاه خدا عرضه می دارد : (خدایا من وقتی گناه کرده ام از این جهت نبوده که منکر ربوبیت تو شده باشم یا فرمن تو را سبک شمرده باشم ، بلکه خطایی از من سرزده و هوای نفس بر من غالب شده است اینک از کرده هایم پشیمانم و امید عفو از رحمتت دارم . در یکی ا دعاهای صحیفه ی سجادیه نیز آمده : ( خدایا من کسی هستم که گناهان مرا دست به دست چرخانده و همچون حیوان زبان بسته ای که افسارش را کسی در دست گرفته و دنبال خودش به هر سو میخواهد میکشاند ، گناهان مرا به این سو و آن سو کشانده اند. ) چه تشبیه و تعبیری زیبا و لطیف د این دو جمله است در جمله ی اول آدم گناه کار تشبیه به توپ فوتبال شده که زیر پای بازیکنان از این سو به آن سو پرتاب میشود ، آدم گناه کار نیز علی الدوام از دامن این گناه به دامن آن گناه می افتد ، در میان انحناء گناهان دست به دست میچرخد .پ در جمله ی دوم تشبیه به یک حیوان زبان بسته ای شده که کسی افسارش را در دست دارد و به دنبال خود میکشد . آدم گناه کار نیز افسارش به دست شهوات است و در میان لجنزار معصی میلغزد و میغلطد و رو به سوی جهنم میرود . حاصل اینکه مستفاد از آیه ی شریفه ی این شد که شرط اول پذیرش توبه این است که ارتکاب گناه از روی جهالت و مقهور هوای نفس واقع شدن باشد نه از رو لجاج و عناد و استکبار بر خدا و اما شرط دوم را از آیه ی دیر استفاده میکنیم که پس از توجه به جهالت و احساس شرمندگی ، بی درنگ دست به توبه بردارد و بی هرگونه توقف و تاخیر از خدا تقاضای عفو و آمرزش بنماید چنانکه در سوره نساء آیه ی 17 فرموده : ( همانا خدا توبه پذیری از کسانی را به عهده گرفته که از روی جهالت کار بدی مرتکب شوند و سپس تا زود است و دیر نشده است توبه میکنند ، آری اینانند که خدا توبه شان را میپذرید ....) فریب شیطان ، به تاخیر انداختن توبه افراد فریب شیطان خورده ای هستند که در وادی گناه افتاده و از ارتکاب هیچ گناهی امتناع نمیورزند و گاهی که سخن از توبه به گوششان میخورد ، میگویند الان که نه پیرم و نه بیمار ، آینده توبه میکنم ، اینان وقتی به خود می آیند که مرگ گریبانشان را گرفته باشد و فرصتی برای توبه باقی نمانده است که خدا در ادامه ی همان آیه میفرماید :(نساء 18) (پذیرفته نمیشود توبه از کسانی که به بد عملی های خیش ادامه میدهند تا وقتی مرگ به سراغ یکی از ایشان آمد ، میگوید الان توبه کرده و از کارهایم پشیمانم .....) در ادامه همین آیه میفرماید (... اینان به جای پذیرش توبه ، عذابی دردناک برایشان آماده کرده ایم ) فرعون آن مستکبر طاغی هم به چنین بلایی مبتلا شد که خدا قصه اش را در سوره یونس آیه 90 نقل میکند : (... او به طغیان و عصیان خویش ادامه داد تا وقتی به گرداب مرگ افتاد و خود را در حال غرق شدن دید گفت الحالایمان آوردم به خدای بنی اسرائیل و مسلِم شدم ، ولی ما ندا به گوشش رساندیم و گفتیم : (یونس 91) (آیا الان که خود را در حال غرق شدن میبینی اظهار ایمان و اسلام میکنی و حال اینکه تا توانستی گردنکشی کردی و از افساد گران بودی ، اسلام و ایمان دم مرگ از تو پذیرفته نمیشود . شاخصه ی انسان مسلمان عاقل داسات فُضَیلِ بن عِیاض از نوادر وقایع است که عمری در وادی گناه و عصیان سپری کرد و یک شب که به قصد دزدی از دیوار خانه ای بالا میرفت در آن لحظه کسی این آیه را از قرآن تلاوت میکرد (سوره حدید آیه ی 16)( َلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ......)( آیا وقت آن نرسیده است که دلهاى مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حقّ نازل کرده است خاشع گردد؟!.....) او از شنیدن این آیه دگرگون شد ، از دیوار خانه پایین آمد و رو به بیابان گذاشت ، توبه کار و عاقبت به خیر شد . این نمیتواند الگو و اسوه برای دیگران باشد که مثلا جوانی اسیر دام شهوات و هوس ها ، بی پروایی در امر گناه عصیان به سر میبرد و در آرزوی این باشد که شبی از بالا دیواری آیه ای از قرآن بشنود و آدم بشود ، این یک تخیل شیطانی است و دام و کمند دیگری برای ان اغوا گر بی ایمان است . انسان مسلمان عاقل پیرو قرآن ، هیچگاه خود را از فرا رسیدن لحظه ی مرگ بی خبر در امان نمیبیند و پیوسته در حال پرهیز از گناه به سر میبرد و این آیه قران آویزه ی گوشش میباشد که :( إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیبٍ) تنها توبه کسانی پذیرفته میشود که پس از ارتکاب گناه بدون هرگونه تعللی از در توبه درآیند و گذشته را اصلاح کنند وگرنه تیرگی بر جان متراکم میشود.

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 20 خرداد 1389 05:16 ب.ظ